کانون فرهنگی

شهدای سروشبادران

يا بن الحسن ! تو که آهسته مي خواني قنوت گريه هايت را ، ميان ربناي سبز دستانت دعايم کن*****جهت دریافت نرم افزار کانون فرهنگی شهدای سروشبادران و نرم افزار گمگشته و اسکرین سیور شهدا به منوی نرم افزار مراجعه کنید
کانون فرهنگی


با سلام خدمت شما بازدیدکننده گرامی ، خوش آمدید به سایت شهدای سروشبادران . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و ما را در بهتر شدن کیفیت مطالب یاری کنید.

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
اپلکیشن اندروید کانون
نظرسنجی
پیام های کوتاه
  • ۱ اسفند ۹۵ , ۱۷:۴۱
    فطرت
نوای وبلاگ
ساعت
لوگوی همسنگران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۷ شهریور ۹۴، ۱۲:۲۰ - مهدی ابوفاطمه
    لایک
معبر منتظران در آپارات
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
سایت مراجع معظم تقلید

شنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۳، ۰۹:۱۷ ق.ظ

۰

عاملی برای ماندگار شدن اعمال

شنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۳، ۰۹:۱۷ ق.ظ

پیام آیه

آیه 109 سوره‌ی مبارکه‌ی توبه، بیانگر حال دو گروه منافقان و مۆمنان است که یکی بنایی ساخته بر لبه‌ی زمینی که آب زیر آن را شسته و در حال فرو ریختن است و هیچ اطمینانى به دوام و استوارى آن نیست و در آخر خودش و بنایش به آن پرتگاه سقوط می‌کنند. این گروه، منافقان اند که خود و هر آنچه ساخته و بافته‌اند با هم به قعر جهنم سقوط خواهند کرد.

دیگری مۆمنان هستند که زندگی خود را بر خداترسی و امید به بخشش او؛ یعنى بر روى دو پایه‌ی ترس از عذاب خدا و امید به خشنودی او بنا کرده‌اند.

قرآن کریم با بیان حال این دو گروه و قراردادن مخاطب در مقام سنجش، قضاوت را بر عهده‌ی او قرار می‌دهد تا خود با کمک عقل سلیم و به دور از هوا و هوس، بر راستی و درستی روش یکی از این دو گروه، حکم کند.

 

مثالی برای دو گروه مۆمن و منافق

این آیه مثلى است که پایه و اساس زندگى مۆمنین و منافقین را به تصویر می‌کشد و آن، روش و آیینی است که هر یک در زندگی دنبال مى‏کنند؛ دین مۆمن، تقوا و پرهیز از محرمات الهی و طلب خشنودى او است که بر ایمان و باور به خدا استوار است؛ اما دین منافق که کفر است و بی دینی بر شک و تزلزل بنا نهاده شده است.[1]

برای همین در آیه بعد می‌فرماید:

«لا یَزالُ بُنْیانُهُمُ الَّذِی بَنَوْا رِیبَةً» یعنى منافقین همواره آن بنائى را که بنا نهاده‏اند در بی‌ثباتی و تزلزل است.

و برای آنکه نشان دهد این مثالی است مادی و بیرونی، برای آنچه که در درون دل های منافقان می‌گذرد، فرمود:

«فِى قُلُوبِهم» یعنی این لرزش و تردید و بی‌ثباتی مخرب، وضعیتی است که بر دلهای ایشان حاکم است.

مۆمنان به کسى مى‏مانند که براى بناى یک ساختمان، زمین بسیار محکمى را انتخاب کرده و آن را با مصالحى پردوام و مطمئن بنا مى‏کند؛ اما منافقان به کسى مى‏مانند که ساختمان خود را بر لبه‌ی رودخانه‏اى مى‏سازد که سیلاب زیر آن را به کلى خالى کرده و هر آن، آماده سقوط است؛ همانگونه که نفاق ظاهر دینى دارد؛ اما از درون کفر است و تهی از ایمان؛ چنین ساختمانى نیز ظاهرى دارد زیبا اما بدون پایه و زیرساختی محکم

و بعد اضافه می‌کند که این وضعیت نابهنجار، زاییده‌ی فکر و فرهنگ خود اینهاست که اگر تغییر کرد و از کفر و نفاق به ایمان تبدیل شد؛ اینها نیز به مانند مۆمنان بر زمین و زمینه‌ای محکم و استوار، زندگی خواهند کرد و عاقبتی نیکو خواهند داشت؛ اما اگر بر کفر و نفاق خود اصرار داشته باشند ، هیچ گاه روی یقین و آرامش را نخواهند دید : «إِلَّا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُم» مگر آنکه دلهایشان که سبب این تردید است متلاشی شود و با از بین رفتن آن، این تردید نیز برطرف شود.

 

شرح آیه

«بنیان» یعنى بنا و ساختمان؛ «شَفا» به معنى لبه‌ی چیزى است و «جُرُف» به معنى حاشیه‌ی نهر و یا چاه است که آب زیر آن را شسته و خالى کرده به گونه ای که بالاى آن هر لحظه در شرف ریختن است و «هار» به معنى شخص یا ساختمان سستى است که در حال سقوط است.[2]

برای آشنایی با معنای این آیه که در ادامه و در نقش نتیجه گیری از داستان مسجد ضرار بیان شده ، نخست لازم است مروری گذرا بر داستان مسجد ضرار داشته باشیم:

منافق

داستان مسجد ضرار

خلاصه‌ی داستان آنگونه که از تفاسیر و احادیث مختلف استفاده مى‏شود چنین است:

گروهى از منافقان نزد پیامبر صلی الله و علیه وآله آمدند و عرض کردند به ما اجازه دهید مسجدى در میان قبیله‌ی بنى سالم (نزدیک مسجد قبا) بسازیم تا افراد ناتوان و بیمار در آن نماز گزارند؛ همچنین در شب هاى بارانى که گروهى از مردم توانایى آمدن به مسجد شما را ندارند فریضه اسلامى خود را در آن انجام دهند، و این در موقعى بود که پیامبر صلی الله و علیه وآله عازم جنگ تبوک بود.

پیامبر صلی الله و علیه وآله به آنها اجازه داد، ولى آنها اضافه کردند آیا ممکن است شخصاً بیایید و در آن نماز بگزارید؟ پیامبر صلی الله و علیه وآله فرمود : در حال حاضر من عازم سفرم، هنگام بازگشت به خواست خدا به آن مسجد مى‏آیم و نماز در آن مى‏گزارم.

هنگامى که پیامبر صلی الله و علیه وآله از تبوک بازگشت نزد او آمدند و گفتند : اکنون تقاضا داریم به مسجد ما بیایى و در آنجا نماز بگزارى و از خدا بخواهى ما را برکت دهد، و این در حالى بود که هنوز پیامبر صلی الله و علیه وآله وارد دروازه مدینه نشده بود.

در این هنگام پیک وحى خدا نازل شد و آیات 107 و 108 سوره‌ی توبه را آورد:

و [از منافقان‏] کسانى هستند که بر پایه دورویى و نفاق، مسجدى ساختند براى آسیب رساندن و ترویج کفر و تفرقه‏افکنى میان مۆمنان و کمینگاهى براى [گردآمدن‏] کسانى که پیش از این با خدا و پیامبرش جنگیده بودند، سوگند سخت مى‏خورند که ما با ساختن این مسجد جز خوبى [و خدمت‏] قصدى نداشتیم؛ ولى خدا گواهى مى‏دهد که بى‏تردید آنان دروغگویند.

هرگز [براى عبادت و نماز] در آن مسجد نایست، قطعاً مسجدى که از نخستین روز بر پایه تقوا بنا شده ، شایسته‏ تر است که در آن [به نماز و عبادت‏] بایستى، در آن مردانى هستند که خواهان پاکیزگى [و طهارت جسم و جان‏] هستند و خدا پاکیزگان را دوست دارد.

دین مۆمن، تقوا و پرهیز از محرمات الهی و طلب خشنودى او است که بر ایمان و باور به خدا استوار است؛ اما دین منافق که کفر است و بی دینی بر شک و تزلزل بنا نهاده شده است

خداوند متعال با این آیات از اسرار کار آنها که قصد داشتند به نام مسجد و دین، پایگاهی برای تجمع و سازماندهی کفر و نفاق بر علیه اسلام و مسلمانان برپا کنند پرده برداشت. به دنبال این خبر وحیانی، پیامبر صلی الله و علیه وآله دستور داد آن مسجد را آتش زنند؛ بقایاى آن را ویران کنند و جاى آن را محل ریختن زباله‏هاى شهر سازند.[3]

 

آیه 109 نتیجه گیری از داستان مسجد ضرار و پیام کلی آن داستان

دو آیه‌ی قبل به مقایسه دو مسجد می‌پردازد که یکی بر پایه تقوا و با هدف جلب رضایت الهی ساخته شد و دیگری بر پایه کفر و نفاق و با هدف ضربه به دین الهی بناگردید و در این آیه‌ (109)، بانیان این دو مسجد را با هم مقایسه می‌کند و در نهایت، به روشنى، بى‏ثباتى و سستى کار منافقان و استحکام و بقاى کار اهل ایمان و برنامه‏هاى آنها را بیان می‌دارد.

بر اساس این آیه، مۆمنان به کسى مى‏مانند که براى بناى یک ساختمان، زمین بسیار محکمى را انتخاب کرده و آن را با مصالحى پردوام و مطمئن بنا مى‏کند؛ اما منافقان به کسى مى‏مانند که ساختمان خود را بر لبه‌ی رودخانه‏اى مى‏سازد که سیلاب زیر آن را به کلى خالى کرده و هر آن، آماده سقوط است؛ همانگونه که نفاق ظاهر دینى دارد؛ اما از درون کفر است و تهی از ایمان؛ چنین ساختمانى نیز ظاهرى دارد زیبا اما بدون پایه و زیرساختی محکم.

همانگونه که این ساختمان در شرف تخریب و ویرانی است؛ مکتب اهل نفاق نیز در معرض زوال و نابودی است.

علامه طباطبایی (ره) این سقوط را سقوط منافق با تمام ساخته و بافته‌هایش به قعر جهنم تفسیر می‌کند.[4]

 

پی نوشت ها:

[1] ترجمه المیزان، ج‏9، ص: 532

[2] ر.ک به تفسیر المیزان و نمونه ذیل آیه

[3] مجمع البیان، تفسیر ابو الفتوح رازى، تفسیر المنار، تفسیر المیزان، تفسیر نور الثقلین و کتب دیگر.

[4] ترجمه المیزان، ج‏9، ص: 532

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۳/۱۷

پشتیبانی