کانون فرهنگی

شهدای سروشبادران

يا بن الحسن ! تو که آهسته مي خواني قنوت گريه هايت را ، ميان ربناي سبز دستانت دعايم کن*****جهت دریافت نرم افزار کانون فرهنگی شهدای سروشبادران و نرم افزار گمگشته و اسکرین سیور شهدا به منوی نرم افزار مراجعه کنید
کانون فرهنگی


با سلام خدمت شما بازدیدکننده گرامی ، خوش آمدید به سایت شهدای سروشبادران . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و ما را در بهتر شدن کیفیت مطالب یاری کنید.

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
اپلکیشن اندروید کانون
نظرسنجی
پیام های کوتاه
  • ۱ اسفند ۹۵ , ۱۷:۴۱
    فطرت
نوای وبلاگ
ساعت
لوگوی همسنگران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۷ شهریور ۹۴، ۱۲:۲۰ - مهدی ابوفاطمه
    لایک
معبر منتظران در آپارات
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
سایت مراجع معظم تقلید

چهارشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۳، ۰۶:۴۶ ب.ظ

۰

هو کشیدن در هیئت ها

چهارشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۳، ۰۶:۴۶ ب.ظ


هو ضمیر مفرد غایب است. به معنای (او). این ضمیر در ابتدا برای اشاره به ذات پروردگار استعمال میگردید. اما در مرور زمان با استعمالات قرآنی و حدیثی علاوه بر ضمیر اشاره، کم کم تبدیل به اسمی از اسمای خداوند شد. آن هم نه یک اسم معمولی بلکه اسمی دارای عظمت و بار بسیار بالای معنوی. شکی نیست در آیات و اذکار بلند اسلامی از کلمه ی هو استفاده های فراوانی شده است. به عنوان نمونه خداوند در سوره ی توحید در ابتدا با کلمه ی هو خود را معرفی فرموده : (قل هو...) . یا در ذکر بلند توحید اینگونه خدا را به وحدانیت معرفی کرده که: (الله لا اله الا هو) . یا اهل بیت خدا را اینگونه معرفی کرده اند که:( یا من لا یعلم ما هو الا هو). در اذکار خاص مولا علی و امام حسین در اوج نبرد هم آمده که این ذکر را میفرمودند: (یا هو یا من هو یا من هو لیس الا هو).

پس آنچه بر هر اهل تحقیقی روشن است این است که گفتن ذکر هو فی نفسه نه تنها مانعی ندارد بلکه دارای ثواب است زیرا تکرار هو تکرار اسمی از اسمای خداوند است. و آثار معنوی فراوان برای گوینده دارد.

مرحوم علامه ی طباطبایی مفسر و حکیم بزرگ در تفسیر المیزان جلد 2 صفحه ی 501 در ذیل آیه ی 255 سوره ی بقره میفرمایند: ( در معنای جمله ی الله لا اله الا هو، ضمیر هو به الله برمیگردد که گفتیم ذات شامل همه ی کمالات است لکن چون در اثر کثرت استعمال ، نام خدای تعالی شده تنها بر ذات دلالت میکند).

آری کلمه ی هو در اصطلاح عرفا عبارت است از :( مقام ذات خداوند که شامل همه ی کمالات وجودی است ، عرفا ذات را غیب الغیوب می نامند ).

اما سوال اینجاست که گاهی دربعضی از جلسات دینی افراد با شنیدن فضایل مولا علی این ذکر را میگویند . این کار چه حکمی دارد؟!

هو کشیدن در چنین مواقعی از دو صورت خارج نیست:

اول اینکه مولا علی را از آن جهت که مظهر اعلای نظام آفرینش و تجلی خداست میبیند و با هو کشیدن در واقع از تجلی قدرت خداوند ستایش میکند که در این صورت مانعی ندارد. و بلکه از افضل قربات است. که معمول افراد هم از هو کشیدن این نیت را دارند.

دوم آنکه مرادش از هو کشیدن، خود مولا باشد آن هم به صورت استقلال از خداوند. به عبارت دیگر مولا علی را جدا از خدا صاحب این مقامات بداند و با هو کشیدن در واقع به دنبال تایید مقامات مولا علی آن هم نه به صورت تجلی خداوند بلکه به صورت مستقل از پروردگار باشد که این امر خلاف شرع است و گوینده ی این هو مشرک است. البته بسیار کم و نادرند کسانی که چنین نیتی داشته باشند.

توضیح آنکه : شکی نیست که امام و حجت خدا آن هم سید الاصیا مولا امیرمومنان آیه و نشانه ی تمام نمای خداوند است. و برای اثبات این مطلب، هم برهان اقامه شده و هم ادله ی قرآنی و روایی فراوان که در جای خودش بیان شده است. به عنوان نمونه مولا علی در جنگ صفین فرمود: (ما لله آیه اعظم منی) یعنی :( خداوند نشانه و آیتی بزرگتر از من ندارد). گویی بزرگترین تجلی خدا در عالم وجود امام معصوم است.

اکنون کسانی که باشنیدن فضایل مولا علی هو میکشند اگر در واقع از جهت فضایل مولا علی به عنوان نشانه ی خدا هو میکشند که معمولا هم همینطور است، کارشان عین توحید است و ذکر خداست. پس نه تنها مانعی ندارد بلکه از افضل قربات است. اما اگر با هو کشیدن ، مولا علی را جدا از خدا و قدرتی در مقابل پروردگار میدانند این کار خلاف شرع است و شرک و حرام است.

به عنوان نمونه وقتی کسی یک کشتیگیر قوی را میبیند که با قدرت تمام رقیب را به زمین میکوبد فورا این تماشاچی فریاد تکبیر میزند. و هیچ کس او را مشرک نمیدانند و تکبیر گفتن او را حرام نمیداند . زیرا همه میدانند که او این کشتی گیر را خدا نمیداند . بلکه از دیدن قدرت او که تجلی خداوند است لذت برده و تکبیر گفته است.

نکته: اما تنها مانع جواز این کار این است که عده ای اشکال کرده اند که هو کشیدن چون رسم و عملکرد صوفیه است پس انجام آن باعث تشبه ما به صوفیه گردیده و حرام است.

اما پاسخ این اشکال روشن است. زیرا:

اولا همانطور که گذشت هو گفتن منشا قرآنی و روایی دارد. و گویندگان آن هیچ کاری به صوفیه و تقلید از آنان ندارند. همانگونه که مولا علی و امام حسین این ذکر را گفته اند.

ثانیا اساسا هر نوع شباهتی به صوفیه و حتی کفار حرام نیست. بلکه شباهتی که با نوعی تقلید و تبلیغ برای آنان باشد حرام است. باید به این مطلب دقت بیشتری شود. وگرنه آنان خیلی کارها انجام میدهند که ما هم انجام میدهیم و هیچ فقیهی حکم به حرمت نکرده است. معلوم میشود که هر نوع شباهتی حرام نیست.

نتیجه اینکه هو گفتن دارای ثواب است . و عین توحید میباشد. و مانعی هم ندارد. زیرا این جماعت با هو گفتن، مولا علی را خدا نمیدانند بلکه تجلی بزرگ خدا میدانند . و قصدشان هم تشبه به صوفیه نیست و حتی اکثر آنان از این کار صوفیه بی خبرند.

البته به مومنین پیشنهاد میکنیم که با شنیدن فضایل مولا علی و ایجاد شور و شعف از فضایل مولا سعی کنند از کلماتی استفاده کنند که حتی این شبهات را همراه نداشته باشد و پاکتر و شفافتر باشد.

Yahoo Status by RoozGozar.com