«نطق پادشاه» که به طور گسترده اکران جهانی داشت و از تلویزیون خودمان هم پخش شد، نمونه ای عالی از قدرت مدیا در عصر حاضر برای معرفی یک شخصیت است. تصویر چنان قدرتی دارد که می تواند با چهره ای (ولو منفور) حس همراهی برانگیزد و در عین حال اگر الفبای استفاده از آن را بلد نبود ، تاثیری عکس دهد.از همین معبر می توان نتیجه گرفت که داستانی کردن زندگی شخصیتی بزگ و چندلایه چون حضرت امام ، لوازمی نیاز دارد که در صورت مهیا نبودن ، بهتر آن است که اصلا سراغ آن نرفت. تجربه تلخ فیلم سینمایی «فرزند صبح» هشدار دوباره ای است برای سازندگان و سفارش دهندگان تا بدون پشتوانه معنوی، مادی و دانش سینمایی درصدد ترسیم شخصیت ایشان نباشند. معنی این حرف مطلقا این نیست که نباید این شخصیت را واگذاشت و هرگز سراغ آن نرفت بلکه باید با اشراف کامل به این شخصیت و در شرایط مناسب اثری مناسب خلق کرد. سینما و تلویزیون ما همچنان در آرزو و حسرت «یک اثر» است....

بازخوانی یک دیدگاه سرنوشت ساز
اصطلاح ابتدایی مطلب یعنی «امام و تصویر» معنای دیگری را هم به ذهن متبادر می کند که دیدگاه و زاویه نگاه حضرت امام درباره تصویر ( سینما) چیست؟ این موضوع اگرچه سرفصل پرونده مفصلی است و در این مجال نمی گنجد، اما نیمچه تلنگری به این موضوع پر از لطف است آن هم در شرایطی که سوء برداشت هایی از سینما هنچنان وجود دارد. بازخوانی خاطرات داریوش مهرجویی نیاز به تشریح بیشتر ندارد: درشرایط اوایل انقلاب سینما موضوع ملعونی بود و مردم تمام سینماها را آتش میزدند.چون میگفتند سینما محل ترویج فساد است. به همین دلیل تولید فیلم به صفر رسید و سینماها تعطیل شد. دراین وضعیت تلویزیون به طوراتفاقی «گاو» را نشان داد و مرحوم امام(ره) این فیلم را مشاهده کردند و در نطقی گفتند:« ما نمیگوییم سینما اساسا بد است. نظیر فیلم « گاو» میتواند فیلم فرهنگی و آموزندهای باشد و فکر و روح بیننده را تعالی دهد.» این حرف امام برای سینمای ایران بسیار تعیین کننده بود. نه تنها نظر من، بلکه نظر تمامی مورخین این است که حضرت امام خمینی(ره) خطی مشی سینمای ایران را مشخص کرد که چهگونه باشد، ایشان دلیل وجودی سینما را مشخص کرد که عامل تعیینکننده مهمی بود. در آن زمان، همه مانده بودند که چه کار کنند.
مروری برآثار تولید شده با زندگی و شخصیت حضرت امام (ره)
سینما و تلویزیون ما در ترسیم زندگی امام خمینی(ره) کارنامه ای بسیار ضعیف دارد. این اندک آثار هم یا درباره کودکی و یا درحاشیه زندگی ایشان ساخته شده اند.در این میان سهم آثار مستند بیشتر از تولیدات داستانی است.حساسیت ها درباره امام به حدی است که فیلمساز کاربلدی چون «مصطفی عقاد» هم موفق به ساخت فیلم درباره وی نمی شود. این کارگردان سوریالاصل بارها با نامه و پیغامهای مختلف خواستار ساخت فیلمی درباره امام (ره) شد. او در نظر داشت چنین فیلمی را با بازی «شون کانری» هنرپیشه معروف اسکاتلندی بسازد که با مخالفت مسۆولان ایرانی مواجه شد. این کارگردان سال 1371 به ایران آمد اما درخواستش هرگز اجابت نشد، چرا که مسۆولان وقت معتقد بودند در آن سال، نه تحقیقات دقیق و کاملی درباره زندگی حضرت امام وجود دارد و نه ایران میتواند حین تحمل مشکلات اقتصادی سالهای پس از جنگ، هزینه سنگین ساخت این فیلم را بپردازد. پس از این البته عقاد بارها در گفتوگوهای خود از به سرانجام نرسیدن این پروژه ابراز تاسف کرده بود.
سریال «سال سخت در خمین» که چند بار باز پخش شده به خاطر اقبال عمومی ، نسخه ای سینمایی آن با عنوان «صنوبر» هم ساخته شد که پس از اکران در جشنواره بیست و یکم فیلم فجر دیگر رنگ پرده ندید.
***
در میان آثار تولیدی فیلم – مجموعه مجتبی راعی بهترین اثری است که درباره امام تولید شده. سریال «سال سخت در خمین» که چند بار باز پخش شده به خاطر اقبال عمومی ، نسخه ای سینمایی آن با عنوان «صنوبر» هم ساخته شد که پس از اکران در جشنواره بیست و یکم فیلم فجر دیگر رنگ پرده ندید. داستان «سال سخت در خمین» مربوط به دوران نوجوانی امام خمینی و در برگیرنده مقاطع تاریخ مهم ایران است. حوادث و رویدادهای این سریال تقریبا همزمان با جنگ جهانی اول است که کشور به اشغال بیگانگان درآمده.مهدی همایونفر سریال «صنوبر» را تهیه کرده است و حسین محجوب، جهانگیر الماسی، محمود پاک نیت، پریوش نظریه، محمود جعفری، زهرا سعیدی، باقر صحرارودی، جعفر دهقان، مریم بوبانی و علی یعقوب زاده در آن بازی کرده اند. این سریال به خاطر تصویر بخشی از تاریخ معاصر ، فیلمنامه منسجم و روایت جذابش در اذهان باقی مانده.
***
«فرزند صبح » امید سینما برای خلق اثری درخور و جامع درباره کودکی حضرت امام بود. فیلمی که با حاشیه های فراوان و توقیف های چندباره ، بالاخره در جشنواره بیست و هشتم رونمایی شد و اعتراض گسترده طیف های مختلف فکری را برانگیخت. بهروز افخمی اما بعد از اکران فیلم در نشستی که بیشتر رنگ و بوی جدال داشت تا گفتمان مطبوعاتی ، خود در قامت معترض حاضر شد! او فیلم اکران شده را توهین به امام دانست و مقصرین آن را سفارش دهندگان و تهیه کننده عنوان کرد. افخمی همچنان معتقد است که فیلم نیاز به تدوین و دوبله مجدد دارد. فرزند صبح به زندگی امام در دوران کودکی و تا هفتسالگی میپردازد.در این فیلم عبدالرضا اکبری نقش امام در میانسالی را ایفا میکند و هدیه تهرانی،محمدعلی کشاورز،آتیلا پسیانی، محمدرضا شریفینیا، الیکا عبدالرزاقی، فرهاد قائمیان نقشهای دیگر را بازی میکنند.
***

بهروز افخمی در میانه تکمیل «فرزند صبح» فلیمی دیگر ساخت با عنوان «یازده دقیقه و سی ثانیه».این فیلم البته چندان ربطی به زندگی امام ندارد و برشی است از یک واقعه تاریخی. داستان این تله فیلم روایت یک گروه از تصویربرداران تلویزیون است که برای ضبط پیام حضرت امام خمینی(ره) بعد از اولین حمله عراق به ایران و بمباران فرودگاه مهرآباد به جماران میروند تا با ضبط پیام امام آن را به اخبار شبانگاهی برسانند.ایده این داستان بر اساس خاطرهای از بهروز افخمی تهیه شده. او در همان زمان عضو گروه تصویربرداری از حضرت امام بوده و علت نامگذاری «یازده دقیقه و سی ثانیه» نیز اشاره به زمان شارژ باتریهای دوربین در آن مقطع دارد که طی این مدت شارژ داشته اند. بهروز افخمی به همراه همکاران و دوست شهیدش مرتضی آوینی به این مأموریت میرفتند. نکته جالب این تله فیلم حضور دوباره عبدالرضا اکبری در نقش نقش حضرت امام (ره) است.افخمی در این باره چنین می گوید:گریم این فیلم با فرزند صبح فرق دارد در آنجا امام در 63 سالگی به نمایش در میآید که تصویر متحرکی از این مقطع زندگی ایشان وجود ندارد و گریم آن آسان بود اما در این فیلم ما با گریم سختتری رو به رو بودیم و به همین خاطر هم امکان شناسایی و مقایسه مستقیم از رو به رو برای بیننده وجود ندارد و چون داستان بیشتر حول پیام امام است تا خود ایشان تصاویری که ایشان را در فیلم واضح نشان دهد وجود ندارد.
***
مستند«آفتاب و عشق مظلوم» در سال 68 کارگردانانی چون مجید مجیدی، جواد شمقدری، ناصر سروی، عطاءالله سلمانیان و عباس ناصری و به همت حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به مدت 80 دقیقه تولید شد. اما این مستند چیزی نبود که بشود نسلی که از امام فقط و فقط شنیده و چیزی ندیده را آگاه کرد، چرا که «آفتاب و عشق مظلوم» حکایت از تأثر مردم ایران در سوگ از دست دادن رهبر خویش و نمایش عزاداری آنان از مصلا، محل زیارت امام و مراسم تدفین تا شب هفت و محل اقامت او در جماران داشت.
داستانی کردن زندگی شخصیتی بزگ و چندلایه چون حضرت امام ، لوازمی نیاز دارد که در صورت مهیا نبودن ، بهتر آن است که اصلا سراغ آن نرفت. تجربه تلخ فیلم سینمایی «فرزند صبح» هشداری دوباره ای است.
***
صدا و سیما در نخستین حرکت برای معرفی چهره واقعی امام این بار با استعدادهای داخلی به سراغ خارجنشینان رفت تا نظر آنان را درباره امام جویا شود و این بین چه جایی بهتر از پاریس و شهرک نوفللوشاتو که امام در زمان تبعید در آنجا بسر میبرد. تلویزیون برای به سرانجام رساندن چنین پروژهای محمدمهدی عسگرپور را به عنوان تهیهکننده برگزید و رسول صدرعاملی که در زمان جنگ به عنوان خبرنگار بارها به حضور امام رفته بود را به عنوان کارگردان و البته گزارشگر این مستند گزارشی انتخاب کرد تا اثر بلند و سریال گونه «پرواز قرن» را تولید کند. این مجموعه اگرچه نیمنگاهی به زندگی امام در داخل کشور هم داشت اما عمده توجهش را معطوف به دیدگاه شخصیتهای خارجی به زندگی و اندیشههای امام کرده بود و برای به تصویر کشیدن چنین هدفی صدرعاملی در محل موقت زندگی امام در نوفللوشاتوی فرانسه حاضر شد و با همسایهها و افراد مرتبط با امام مصاحبه و اثری مستند از نگاه خارجیها به وی را ارائه کرد.
***
حزبالله لبنان هم با همین شیوه یعنی تکیه بر عکس و خاطرات اطرافیان امام، مجموعه مستند «روح الله» را به صورت ترکیبی تولید کرد. این اثر علاوه بر اینکه در قالب 12 لوح فشرده با نام «روحالله» عرضه شد ، روی آنتن سراسری هم رفت. لبنانیها در این اثر به دنبال معرفی زندگی امام نرفتند که نکند اطلاعات کمشان شخصیت امام را ناقص جلوه دهد، برای همین سراغ کارشناسان رفتند تا نقش امام را در وقایع مختلف بررسی کنند.